الشيخ علي اكبر النهاوندي
178
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
كتاب مذكور اين است : مهدي الرافضة لا خير فيه ، اذ لانفع دينى و لا دنيوىّ لغيبته . جواب اين شبهه مبتنى بر رسم دو مسلك است . مسلك اوّل : بنابر اصول و قواعد اهل سنّت و جماعت است و آن مشتمل بر سه جواب مىباشد . [ جواب نقضى از شبهه ] جواب اوّل ؛ جواب نقضى است ؛ زيرا اين شبهه به غيبت غالب انبيا و رسل منقوض است كه غرض از بعثت ايشان ، بالاصاله ، انفاذ احكام مذكور و اجراى تكاليف معهود بوده است . امام بالنيابة منهم مكلّف به آنهاست و غيبت ايشان در كتب سير و تواريخ و اخبار نبويّه موجود است كه فريقين آنها را نقل نمودهاند و قابل انكار نيست و به نصّ قرآن مجيد ، غيبت جناب يونس پيغمبر از قوم خود براى اثبات اين مدّعى كفايت مىكند ؛ بلكه از همهء جنبندگان روى زمين ، حتّى زيرزمين ، غير از آن ماهى كه در شكمش قرار گرفت . هيچ مسلمى به جهت اين غيبت نمىتواند ، از آن جناب نبوّت را سلب نمايد و نستجير باللّه بگويد كه آن جناب در مدّت مفارقت از امّت ، سير در كشتى و پس از آن در شكم ماهى ، تا زمان معاودتش به سوى قوم ، نبىّ نبود . نبوّت او يا غير او ، داير مدار حضور و تسلّط فعلى در امور نباشد كه گاهى برود و گاهى بيايد و پيغمبر گاهى رعيّت و تابع شود ، چه بالبديهه خلق از اين دو صنف بيرون نباشند . چنين احتمال سخيف و قول بديهى البطلانى را تاكنون كسى نداده و به آن متفوّه نشده است . همچنين منقوض است به زمان انفراد پيغمبران زمانى كه امّتشان هلاك مىشد و خودشان وحيدا فريدا باقى مىماندند ، زيرا در آنوقت كه تسلّط ظاهر فعلى در انجام امور و رتق و فتق براى ايشان نبوده ، پس بايد نبوّت از ايشان سلب شود . چنين نيست ؛ بلكه ثعالبى و غيره روايت كردهاند كه هر پيغمبرى كه امّتش به عذاب الهى هلاك مىشدند ، از جانب خداوند متعال مأمور بود به مكّهء معظّمه برود ،